نامه به سینما ـــــ Letter to Cinema

نامه به سینما ـــــ Letter to Cinema

جست‌وجو
رفتن به نوشته‌ها
  • خانه

بایگانی برچسب: s

Experimental

Guess Who’s Coming To Brunch

تصویر 02/09/2020 محسن آزرم دیدگاه‌تان را بنویسید:
ExprimentalLife After OilMohsen AzarmShort Movies

برای شما این چیزی بیش از یک فیلم نیست.

برای من امّا همه‌ی زندگی‌ام است.

فرانسوآ تروفو، کایه دو سینما،

شماره‌ی ۳۱۵، ۱۹۸۰

جست‌وجو

دست‌نوشته‌های محسن آزرم

و نامه‌‌های دیگری به سینما

پادکست کارناوال (پادکستی درباره‌ی هنر)

پادکست کارناوال را در کست‌باکس بشنوید.

دست‌نوشته‌های محسن آزرم و نامه‌های دیگری به سینما

برچسب‌ها

  • Abbas Kiarostami
  • Ali Hatami
  • Andrei Tarkovsky
  • Essay
  • François Truffaut
  • Jean-Claude Carrière
  • Jean-Luc Godard
  • John Berger
  • Krzysztof Kieślowski
  • Netflix
  • Non-Fiction
  • susan sontag
  • آندری تارکوفسکی
  • ادبیات
  • بابک احمدی
  • بهرام بیضایی
  • تاریخ سینما
  • تاریخ سینمای ایران
  • جان برجر
  • جستار
  • در باغ زیتون چه‌کسی اضافه بود؟
  • سینمای آلمان
  • سینمای امریکا
  • سینمای انگلستان
  • سینمای ایتالیا
  • سینمای ایران
  • سینمای فرانسه
  • سینمای مستقل
  • سینمای مستند
  • شاهرخ مسکوب
  • شعر
  • صفی یزدانیان
  • عباس کیارستمی
  • علی حاتمی
  • عکاس دوره‌های عکاسی‌نشده
  • فرانسوآ تروفو
  • فیلم کوتاه
  • فیلم‌جستار
  • موج نو سینمای فرانسه
  • ناداستان
  • چگونه می‌شنویدم؟ من از این دور حرف می‌زنم
  • ژان‌لوک گدار
  • کتاب خواندن
  • کریشتف کیشلوفسکی
  • کپی برابر اصل

دسته‌ها

  • English
  • Experimental
  • Shot
  • The best movies of the year so far
  • Two Shot
  • از چشم سینما
  • اعلان عمومی
  • به یاد می‌آورم
  • پادکست کارناوال
  • تاریخ سینما
  • ترجمه‌ها
  • تک‌چهره
  • تک‌قاب
  • چگونه می‌شنویدم؟ من از این دور حرف می‌زنم
  • داستان خانوادگی
  • در فاصله‌ی دو سئانس
  • روزنوشت‌های آخر سال
  • سینمای ایران
  • شعر
  • فیلم جُستار
  • قاب‌ها
  • کلمه‌ها و تصویرها
  • کلمه‌ها و کاغذها
  • گفت‌وگو
  • مرور فیلم
  • مقاله‌
  • نقد
  • یادداشت‌های روزانه
  • یادداشت‌هایی درباره‌ی سینما

بایگانی‌ها

  • سپتامبر 2026
  • مارس 2026
  • نوامبر 2025
  • سپتامبر 2025
  • آگوست 2025
  • جولای 2025
  • می 2025
  • آوریل 2025
  • مارس 2025
  • اکتبر 2024
  • سپتامبر 2024
  • آگوست 2024
  • جولای 2024
  • ژوئن 2024
  • می 2024
  • آوریل 2024
  • مارس 2024
  • ژانویه 2024
  • دسامبر 2023
  • نوامبر 2023
  • اکتبر 2023
  • سپتامبر 2023
  • آگوست 2023
  • جولای 2023
  • ژوئن 2023
  • می 2023
  • آوریل 2023
  • مارس 2023
  • فوریه 2023
  • ژانویه 2023
  • نوامبر 2022
  • آگوست 2022
  • جولای 2022
  • ژوئن 2022
  • می 2022
  • آوریل 2022
  • مارس 2022
  • فوریه 2022
  • ژانویه 2022
  • دسامبر 2021
  • نوامبر 2021
  • اکتبر 2021
  • سپتامبر 2021
  • آگوست 2021
  • جولای 2021
  • ژوئن 2021
  • می 2021
  • آوریل 2021
  • مارس 2021
  • فوریه 2021
  • ژانویه 2021
  • دسامبر 2020
  • نوامبر 2020
  • اکتبر 2020
  • سپتامبر 2020
  • آگوست 2020
  • می 2020
  • مارس 2020
  • فوریه 2020
  • ژانویه 2020
  • دسامبر 2019
  • نوامبر 2019
  • جولای 2019
  • سپتامبر 2018
  • آگوست 2018
  • جولای 2018
  • ژوئن 2018
  • می 2018

RSS نامه به سینما ـــــ Letter to Cinema

  • خیلی از پیری مردند ولی می‌شد از جوانی هم مرد
    این را از قول رمان‌نویسی امریکایی خوانده بودم که هر نوشته‌ای باید حس‌وحال دل آدمی را آشکار کند، هم‌چنان که نوار قلب از حال جسمانی‌اش می‌گوید و همان اولین‌باری که این سطر را خواندم و روی کاغذی یادداشتش کردم درجا یاد آن دو نامه‌ی آخری افتادم که سال‌ها قبل غزاله‌ علیزاده نوشته بود. اولی بلندتر […]
  • تابستان همان سال و سال‌های بعد
    ۱به خواب بیش‌تر شبیه است تا بیداری؛ خوابی که سال‌ها پیش، در میانه‌ی روزی زمستانی، در میانه‌ی بیداری‌ای که در برمان گرفته بود دیده‌ایم؛ خوابی که حالا، هر لحظه، با هر بار به یاد آوردنش، با هر بار یاد آوردن لحظه‌ای از آن، به این فکر می‌کنیم که کاش دوباره می‌دیدیمش، که این خواب کاش […]
  • آخرین ساعت‌های سالی تلخ و تیره
    روزِ بیست و یکم. چیزی به تحویل سال نمانده.  چه سال تلخ و تیره‌ای بود امسال و سال آینده هم شاید روشن و شیرین نباشد. از آینده کسی خبر ندارد و هیچ معلوم نیست روزهای آینده را می‌بینیم یا نه. صبح در خیابان بچه‌ای را دیدم که همراه مادرش بود و هفت سین را یکی‌یکی […]
  • روز بیستم و تاریکی وُلف
    خب، این هم از این. رسیدیم به روز بیستم. چه‌کسی باورش می‌شد؟صبح به خریدهای ظاهراً ضروری عید گذشت. اما چه عیدی؟ بعد به سردرد. قرص‌ها هم انگار خاصیت‌شان را از دست داده‌اند. طول کشید. چند ساعت. و بعد در هُشیاریِ بعد از سردرد خواندن جُستاری از ربکا سولنیت. «تاریکی وُلف». این‌طور شروع می‌‌کند که آینده […]
  • تهران، شهرِ بی‌دفاع
    «ایراد اساسیِ ساختمان تنها زمانی آشکار می‌شود که در زبانه‌‌های آتش بسوزد.»این روزها مدام این جمله‌ی جورجو آگامبن در سرم می‌چرخد. آخرین سطرهای جُستارِ «فرشته‌ی مالیخولیا»یش که این مدت هربار کتاب برایان دیلن، در اتاق تاریک، را دست گرفته‌ام چشمم را گرفته. این روزها هر طرفِ تهران را که نگاه می‌کنی زبانه‌های آتش است و […]

نوشته‌های تازه

  • خیلی از پیری مردند ولی می‌شد از جوانی هم مرد
  • تابستان همان سال و سال‌های بعد
  • آخرین ساعت‌های سالی تلخ و تیره
  • روز بیستم و تاریکی وُلف
  • تهران، شهرِ بی‌دفاع

جست‌وجو

Fourteenpress WordPress theme by noorsplugin | با افتخار نیرو گرفته از WordPress
Cleantalk Pixel